شمارهٔ ۱۰۰۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
با چنین قامت و بالا که تویی
کیست سرو چمن آنجا که تویی
به دمی زنده کنی صد مرده
عیسی امروز همانا که تویی
چند گویی که بگو جان تو کیست
به خدا ای بت رعنا که تویی
چون توانیم که عاشق نشویم
با چنین صورت زیبا که تویی
جامیا شهره شوی زود به عشق
این چنین واله و شیدا که تویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به زیبایی و قامت معشوق اشاره میکند و او را به شیری تشبیه میکند که در میان چمنها میدرخشد. او با قدرت جذابیت معشوق، از او میخواهد که با یک نگاه، حتی مردگان را زنده کند و از این زیبایی و جاذبه چارهای جز عاشق شدن نمیبیند. شاعر در نهایت به بلندآوازه شدن عشق و شور و شیدایی ناشی از وجود این معشوق اشاره میکند.