شمارهٔ ۱۰۰۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از مهر ما متاب رخ ای ترک ماهروی
بنما ز روی مهر چو مه گاه گاه روی
از مهر و ماه با تو چه گویم چو بینمت
هم ماه مهر عارض و هم مهر ماه روی
هر جا سواره ای مه بی مهر بگذری
مالند ماه و مهر بر آن خاک راه روی
گر بی نقاب رخ بنمایی چو ماه و مهر
گردند ماه و مهر ز خجلت سیاه روی
رویت بر اوج حسن مه و مهر دیگر است
خواهی به نام مهر و مهش خوان و خواه روی
از مهر و ماه روی تو بس آه می کشم
شد ماه و مهر را سیه از دود آه روی
جامی که شد ز مهر تو چون ماه نو متاب
ای ماه مهرطلعت ازو بی گناه روی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک معشوق ترکچهره است که به صورت نمادین به مهر و ماه تشبیه شده است. شاعر از معشوق میخواهد که چهرهاش را پنهان نکند و اثر زیباییاش را به نمایش بگذارد. او به ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره میکند و میگوید که دیدن او برایش مثل تماشای ماه و مهر است که همواره عواطف و احساساتش را برمیانگیزد. شاعر همچنین از اندوهی که به خاطر دوری یا عدم توجه معشوق در دل دارد سخن میگوید و مقایسهای بین جلوههای ظاهری و درونی هم ماه و هم مهر میکند. در نهایت، او با عشق و اشتیاق به معشوق مینگرد و از زیباییاش ستایش میکند.