شمارهٔ ۱۱۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای واضح و الضحی جبینت
واللیل نقاب عنبرینت
طاها ورقی ز داستانت
یاسین علمی بر آستینت
جنت اثری ز فیض مهرت
دوزخ شرری ز تف کینت
اسرار وجود را کماهی
دیده نظر خدای بینت
پیش تو سپهر چون زمین پست
عام همه روی بر زمینت
تو صاحب کان «کنت کنزا»
اعیان رسل قراضه چینت
چون بر تو خدای آفرین گفت
جامی چه سزای آفرینت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به توصیف مقام و ویژگیهای شخصیتی یک فرد خاص میپردازند. این فرد با صفات نورانی و پر از راز توصیف میشود، که شب را چون نقابی از عنبر به تصویر میکشد. او نقش برجستهای در شناخت حقیقت و رازهای وجود دارد و به عنوان یک شخصیت مقدس و الهی معرفی میشود. جنت و دوزخ بهعنوان نتیجه محبت و کینتوی او مطرح شدهاند. این فرد در مقام و منزلت، زمین را پستتر از آسمان میداند و او را به عنوان صاحب علم و آگاهی در نظر میگیرد. در نهایت، به او به عنوان یک آفریننده و فرستاده الهی احترام گذاشته شده است.