شمارهٔ ۱۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ریزم ز مژه کوکب بیماهرخت شبها
تاریک شبی دارم با این همه کوکبها
چون از دل گرم من بگذشت خدنگ تو
از بوسه پیکانش شد آبلهام لبها
از بس که گرفتاران مردند به کوی تو
بادش همه جان باشد خاکش همه قالبها
از تاب و تف هجران گفتم سخن وصلت
بود این هَذَیان آری خاصیت آن تبها
تا دست برآوردی زان غمزه به خونریزی
بر چرخ رود هر دم از دست تو یاربها
شد نسخ خط یاقوت اکنون همه رعنایان
تعلیم خط از لعلت گیرند به مکتبها
جامی که پی مذهب اطراف جهان گشتی
با مذهب عشق تو گشت از همه مذهبها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و دلتنگی شاعر است. شاعر از زیبایی و سحر بوسههای معشوق سخن میگوید و توصیف میکند که چگونه دلش به خاطر جدایی و فراق معشوق درد میکند. او به ستارگان و کوکبها اشاره میکند و میگوید که حتی در شبهای تاریک نیز عشق معشوق او را روشن میکند. همچنین، شاعر از مصیبتهایی که دیگران به خاطر عشق معشوق متحمل شدهاند یاد میکند و نشان میدهد که عشق میتواند به شدت سخت و دردناک باشد. در نهایت، عشق معشوق را از هر مذهبی برتر میداند و به اهمیت آن در زندگیاش تأکید میکند.