نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم پیرانه سر با خردسالی ست

که باغ حسن را نازک نهالی ست

شکار آهوی شیرافکن اوست

به صحرای ختن هر جا غزالی ست

خیالش تا به چشمم جای کرده ست

همه عالم به چشم من خیالی ست

نشانی از شرار سینه ماست

به رویش هر کجا افتاده خالی ست

ز کیوان برتر است ایوان وصلش

خوشا آن مرغ کو را پر و بالی ست

به هر پهلو که گردد دل چو قرعه

بر او حرف غم فرخنده فالی ست

نه شعر است این که جامی می سراید

گرفتاران دل را حسب حالی ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق و تجربیات عاشقانه شاعر را بیان می‌کند. شاعر به دنیای زیبای عشق و زیبایی‌هایNature اشاره می‌کند و از عشق خود به معشوق سخن می‌گوید. او این حس را به یک جوانی نازک‌نهاد تشبیه می‌کند که در باغی پر از زیبایی‌ها در حال رشد است. خیال معشوق در ذهن شاعر جای دارد و او تمام دنیا را در پرتو این خیال می‌بیند. شعر به تعابیر زیبایی از عشق، امید و آرزوهای دل می‌پردازد و در نهایت اشاره می‌کند که این کلمات، بیانگر احوال عاشقان است.