شمارهٔ ۱۶۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نقاش ازل کان خط مشکین رقم اوست
یارب چه رقم های عجب در قلم اوست
خاک قدم دوست شدم نیست کسی را
آن عیش که امروز مرا در قدم اوست
بیرون بود از سلسله اهل ارادت
هر دل که نه در طره پر پیچ و خم اوست
تن گرچه به صد مرحله دور است ز کعبه
جان طوف کنان گرد حریم حرم اوست
آن کز کرمش بود که میخانه بنا کرد
میخواری ما نیز بنا بر کرم اوست
جامی دم توحید زند نی همه وقتی
خوشوقت حریفی که شناسای دم اوست
آواز خوشش بر صفت وحدت خویش است
با کثرت اطوار که در زیر و بم اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شگفتیهای عشق و محبت به محبوب اشاره دارد. شاعر با تصاویری هنری از عشق، به نحوهی ارتباط خود با معشوق پرداخته و تأکید میکند که تمام لذتی که از عشق میبرد، ناشی از جلوههای محبوب است. در این اشعار، وجود محبوب به گونهای توصیف شده که هر چیزی دیگر نسبت به آن بیاهمیت و دور از دسترس به نظر میرسد. همچنین به مفهوم توحید و یگانگی نیز پرداخته شده و بر این نکته تأکید دارد که حقیقت عشق و دوستی در درک محبوب نهفته است. در نهایت، این شعر به نوعی نشاندهندهی آمیختگی عشق و فنای در محبوب است.