نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی شراب لعل بگردان بهانه چیست

تا گویمت که حاصل این کارخانه چیست

مرغان آشیان خرابات عشق را

مرغوب تر ز باده و نقل آب و دانه چیست

گر پنبه برکشی چو صراحی ز گوش هوش

دانی که سر ناله چنگ و چغانه چیست

گر پیر ما نه دوش نهان جرعه ای زده ست

در نرگسش خمار شراب شبانه چیست

ای خواجه چند نقل کرامات شیخ شهر

نقدی ز وقت خویش بیار این فسانه چیست

اول همه تو بودی و آخر همه تویی

این لاف هستی دگران در میانه چیست

جامی اگر نه زخم تو دارد به تازگی

این خون تازه رفته بر این آستانه چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به زیبایی از عواطف و تمایلات انسانی در جستجوی معنا و حقیقت صحبت می‌کند. شاعر از ساقی می‌خواهد تا شراب لعل را بچرخاند و او را به درک حقیقتی عمیق‌تر رهنمون کند. او به مقایسه عشق و لذت‌های دنیوی می‌پردازد و نشان می‌دهد که عشق و زیبایی‌های روحانی فراتر از شراب و خوشی‌های مادی هستند. همچنین، شاعر به وجود راز و رمز در زندگی پرداخته و تأکید می‌کند که همه چیز در ابتدا و انتها به یک حقیقت واحد برمی‌گردد. او با تأمل بر زخم‌ها و تجربیات زندگی، به بررسی ارزش و بهای واقعی وجود انسان می‌پردازد. این اشعار به جستجوی معنای عمیق‌تری از زندگی و عشق دعوت می‌کند و نشان‌دهنده درک عمیق شاعر از وجود و زیبایی است.