شمارهٔ ۱۶۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ترک شوخ این همه ناز و عتاب چیست
با دل شکستگان ستم بی حساب چیست
دارم تظلمی به تو آهسته ران سمند
ای سنگدل به رغم منت این شتاب چیست
گفتی شبی به خواب تو آیم ولی چه سود
چون من به عمر خویش ندانم که خواب چیست
گر من نه غرق آتش و آبم ز شوق تو
این سینه پر آتش و چشم پر آب چیست
بی تو ز ضعف قوت جنبیدنم نماند
در حیرتم که در دلم این اضطراب چیست
از مدرسه به کعبه روم یا به میکده
ای پیر ره بگوی طریق صواب چیست
جامی چه لاف می زنی از پاکدامنی
بر خرقه تو این همه داغ شراب چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر انتقادی و عاشقانه است که شاعر به معشوق خود خطاب میکند و از او میپرسد چرا اینقدر ناز و بیمحلی میکند، در حالی که دلشکستهها را به شدت آزار میدهد. او از درد و شوق خود مینالد و میگوید که آیا عشق او به حدی عمیق است که دلم مثل آتش و چشمانم مثل آب شده است. شاعر به درک عمیق خود از عشق و قوت خود در غیاب معشوق اشاره میکند و در نهایت از پیر راه، که به راهنما مشهور است، میخواهد او را در مورد مسیر صحیح زندگی راهنمایی کند و از او میپرسد که آیا میتواند از معبد و میخانه یکی را انتخاب کند. شاعر در نهایت به تناقضات درونی خود و جامعه اشاره میکند و از لافهای بیپایه درباره پاکدامنی میگوید، در حالی که شواهدی از زندگی واقعی این ادعا را نقض میکند.