نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از کوی زهد ساحت میخانه خوشتر است

وز ورد صبح نعره مستانه خوشتر است

یک دانه نقل از کف رندان درد نوش

در دست ما ز سبحه صد دانه خوشتر است

پیمان زهد اگر شکند محتسب به می

پیش من از شکستن پیمانه خوشتر است

تا کی میان انجمن افشای سر عشق

این گفت و گو به گوشه کاشانه خوشتر است

دیوانه ای چه خوش سخنی گفت کز غمش

دیوانه شو که عشق ز دیوانه خوشتر است

بیگانه وار آیم ازین پس به کوی تو

کز آشنا به پیش تو بیگانه خوشتر است

جامی غمت به سینه صد چاک خود نهفت

یعنی مقام گنج به ویرانه خوشتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های دنیای عشق و می‌پرستی نسبت به زهد و تقوا می‌پردازد. شاعر در میانه تضاد بین زهد و عشق، از خوشی‌های میخانه و عشق دیوانه‌وار سخن می‌گوید و بیان می‌کند که لذت‌های زندگی و عشق به مراتب بهتر از آداب و رسوم خشک زهد است. او تأکید می‌کند که حتی در ویرانی و غم، زیباترین لحظات را می‌توان یافت و اینکه دیوانگی عشق بر عقلانیت می‌چربد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که حتی اگر از آشنا به بیگانه تبدیل شود، این بیگانگی را بعنوان یک انتخاب بهتر می‌پذیرد.