نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

تا عشق توام زبون گرفته ست

دل قاعده جنون گرفته ست

چون لاله مرا ز داغ عشقت

آتش به همه درون گرفته ست

گل را ز بنفشه نیست آن حسن

کز خط رخ تو کنون گرفته ست

از شحنه روزگار ما را

لعل تو خطی به خون گرفته ست

در دور لب تو ساقی بزم

دست از می لاله گون گرفته ست

زانسان که بود سکون الف را

در دل قد تو سکون گرفته ست

تا روی تو خط فزود جامی

از مهر و مهش فزون گرفته ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر شدت عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از تاثیر عمیق عشق بر دل و جانش می‌گوید که به حالت جنون و آتش کشیده شده است. او زیبایی معشوق را با گل‌ها و بنفشه‌ها مقایسه می‌کند و به دنبال آن، نشان می‌دهد که این زیبایی غیرقابل توصیف است. همچنین، از پیوند عشق و غم در زندگی خود صحبت می‌کند و به تاثیر مثبت و زیبای معشوق در زندگی‌اش اشاره می‌کند. به‌طور کلی، احساسات عمیق و عاشقانه او به خوبی در این ابیات منعکس شده است.