نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

کس از خوبان وفا هرگز ندیده ست

جز آیین جفا هرگز ندیده ست

کند نادیده آن بدخو چنانم

که پنداری مرا هرگز ندیده ست

دل زان چشم جادو شیوه ها دید

کز آهوی خطا هرگز ندیده ست

خراش دل چه گویم کان گل اندام

ز خار آزار پا هرگز ندیده ست

نیاید جز کسی را دجله در چشم

که آب چشم ما هرگز ندیده ست

جدا زان مه چه سان مانم که تن را

کسی بی جان بقا هرگز ندیده ست

بلا باشد غم خوبان و جامی

خلاصی زین بلا هرگز ندیده ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر تجربه‌های دلشکسته و یادآوری مفاهیم عشق و جدایی است. شاعر می‌گوید که هیچ‌کس وفای واقعی را ندیده و تنها جفا را تجربه کرده است. او احساس می‌کند که فردی که بدرفتاری می‌کند، او را به‌خوبی درک نکرده و از عمق درد و آلامش بی‌خبر است. شاعر به آسیب‌های عاطفی و ناامیدی ناشی از عشق اشاره می‌کند و معتقد است که هیچ‌کس نمی‌تواند درکی از درد و رنج او داشته باشد. در نهایت، او به غم و اندوهی اشاره می‌کند که ناشی از محبت و اشتیاق به خوبان است و این غم را به نوعی بلا توصیف می‌کند.