شمارهٔ ۲۱۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غمت روز مرا رسم شب آموخت
دلم را تاب و جانم را تب آموخت
مکن در گریه هر دم عیب چشمم
که این گوهرفشانی زان لب آموخت
ندیدم هیچ مذهب خوشتر از عشق
خوشا آن راهرو کین مذهب آموخت
فرو شوی ای معلم لوح بیداد
که یار این حرف پیش از مکتب آموخت
ستادن نیست اشکم را ندانم
که این سیر از کدامین کوکب آموخت
دلم دور از رخت تا صبحدم دوش
به ماه و زهره آه و یارب آموخت
نجوید جز شراب لعل جامی
ازان دم کز لبت این مشرب آموخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و آموزههای عشق اشاره دارد. شاعر میگوید که غم عشق شیوه زندگیاش را تغییر داده و به او درسهایی درباره عشق و دلسوختگی آموخته است. او به زیبایی عشق و فراتر بودن آن از همه مذهبها اشاره میکند و از معلمی یاد میکند که عشق را پیش از آموزشها به او یاد داده است. همچنین به اثرگذاری چشمهای محبوب و زیباییهای او در روح و دلش پرداخته و میگوید که در رنج و درد عشق نباید به عیبهای ظاهری توجه کرد؛ چون عشق، جوهر واقعی زندگی است. در نهایت، شاعر تنها به شراب لعل (شراب عشق) دلبسته است که از لبان محبوبش سرچشمه میگیرد.