نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم چون داستان غم فرو ریخت

سرشک از دیده پر نم فرو ریخت

صبا آن زلف پر خم را برافشاند

دل صد بیدل از هر خم فرو ریخت

ز دردم هر که دم زد شرح آن را

سرشک لعل من در دم فرو ریخت

دل چاکم کزو پیکانت افتاد

چو ریشی دان کزو مرهم فرو ریخت

ملایک را چه سود از حسن طاعت

چو فیض عشق بر آدم فرو ریخت

ز محرومان نیابی ذوق آن درد

که بر جان و دل محرم فرو ریخت

اساس عشق محکم باد جامی

اگر بنیاد زهد از هم فرو ریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد درد و غم ناشی از عشق و فراق است. شاعر احساسات عمیق و ناراحتی خود را با تصاویری زیبا بیان کرده و به تلاطم دل و اشک‌هایش اشاره می‌کند. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و می‌گوید که این زیبایی چقدر عمیق است که حتی ملایک نیز از آن سودی نمی‌برند. شاعر تأکید می‌کند که عشق واقعی و تجربه درد مرتبط با آن، فراتر از فهم دیگران است و این احساسات عمیق و بنیادین، از زهد و ظاهرپرستی برترند. در نهایت، او آرزو دارد که اساس عشق همواره پابرجا باشد.