نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون سایه به خاک افکند آن سرو نه بر من

گر قدر مرا پست تر از خاک ندانست

زان کس که مرا دوخت گریبان چه گشاید

چون دوختن این جگر چاک ندانست

آن سرو که پاک است چو گل دامن حسنش

افسوس که قدر نظر پاک ندانست

هر درد و غمی کآمد ازین چرخ جفا کیش

منزل به جز این سینه غمناک ندانست

جامی گه خونریزی آن شوخ دعایی

جز سلمک الله و ابقاک ندانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات دردناک و غم‌های خود اشاره می‌کند. او به سروی (نماد زیبایی و پاکی) اشاره می‌کند که به خاطر نادیده گرفتن ارزش‌های او، از او دور شده است. شاعر دیوانگی و غم را که از دنیا می‌آید، تنها در دل خود تجربه کرده و جز سینه‌ای پر از درد، جایی برای آرامش نیافته است. در پایان نیز به دعاهایی که تنها به نام و سلامتی خداوند اشاره دارد، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که امید و عشق به خداوند برای او باقی‌مانده است.