شمارهٔ ۲۸۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن قوم که احرام سر کوی تو بستند
تا سر ننهادند به راهت ننشستند
هر چند که هرگز می و میخانه ندیدند
همواره ز شوق لب میگون تو مستند
خوش حال شهیدان فراق تو که باری
رفتند و ازین داغ جگرسوز برستند
زینسان که تو را دوست گرفتند محبان
ترسم که ازین پس به خداییت پرستند
منبرشکنان را چه ترقی شود از وعظ
زینسان که فرود آمده در پایه پستند
از دام علایق به غم عشق توان جست
خوشوقت کسانی که ازین دام بجستند
چون جام تنک بود دل نازک جامی
کز سنگ ستم سیمبرانش بشکستند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش علاقه و شوق عاشقان به معشوق میپردازد. او اشاره میکند که کسانی که با عشق به سمت معشوق رفتهاند، هرچند که از می و میخانه بیخبرند، همچنان به شوق لبان معشوق مست و شادابند. شاعر به شهیدانی که در فراق معشوق جان دادهاند، اشاراتی دارد و از احساس عمیق عاشقان میگوید که شاید از این پس به جای پرستش معشوق، به خدایش پرستش کنند. او همچنین به اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی و غم عشق اشاره میکند و به کسانی که توانستهاند از این دامها رها شوند، تبریک میگوید؛ زیرا قلبهای حساس و دلهای نازک در برابر فشارهای سنگین زمان شکسته میشوند.