شمارهٔ ۲۸۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد
در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد
از موی میان تو جدا بس که کشم رنج
نتوان تن رنجور من از موی جدا کرد
با دیده غمدیده من اشک دمادم
آن کرد که با خانه تن سیل فنا کرد
دوران ز گل می و خشت سر خم
بس خانه عشرت که درین دیر بنا کرد
جانی ز لبت داشت تنم وام به گردن
از گردن او تیغ تو آن وام ادا کرد
تا شد به قبا سرو قد ناز تو مایل
گل اطلس فیروزه زربفت قبا کرد
جامی که شد از سنگ ستم بر تو دعاگوی
مرغیست که از برگ گل آغاز نوا کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که عاشق به آن دل بسته است. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، از خم ابروی محبوب، چهرهاش که مانند ماه است و موهایش که برایش درد و رنج میآورد، صحبت میکند. همچنین به اشکهایش اشاره میکند که در برابر محبوب جاری است و به بیثباتی زندگی در دنیای مادی و جشنی که در آن گذشته، اشاره دارد. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگیاش میپردازد و از محبتی میگوید که حتی در سختیها و ناملایمات نیز او را به دعا وادار میکند.