نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو ترکش بسته از راه آن سوار نازنین آید

مرا تیر بلا بر سینه اندوهگین آید

بلا گویند می آید ز بالا راست است آری

بلای جان من اینک ازان بالای زین آید

گهی کاید چنین خندان و خوش خلقی شود کشته

معاذالله اگر ناگاه بر آهنگ کین آید

چو از توسن همی آیی فرو بر چشم من نه پا

دریغ آید مرا کان پای نازک بر زمین آید

به هر ناوک که سوی بیدلان اندازی از غمزه

مرا صد رخنه در جان صد خلل در کار دین آید

نهانی با تو رازی داشتم اکنون که فرصت شد

چه می آید رقیب رو سیه یارب همین آید

ز بی خوابی شبها اینچنین کامد به جان جامی

چه خوش باشد که آن بد روز را خواب پسین آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و نگرانی شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از ورود ناگهانی معشوق، که مثل تیر بلا به دلش اثر می‌گذارد، سخن می‌گوید. او به زیبایی و لطافت معشوق اشاره می‌کند و نگران است که اگر ناگهان خشمگین شود، ممکن است به او آسیب برساند. شاعر همچنین از راز و درد دل خود با معشوق سخن می‌گوید و از عذاب بی‌خوابی‌های شبانه و آرزوی خوابیدن در روزهای سخت صحبت می‌کند. در کل، این شعر احساسات عاشقانه، غم و نگرانی را به خوبی توصیف می‌کند.