نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار را

تا به خواری ننگرد رندان دردی خوار را

شرع را آزار اهل دل تصور کرده است

زان گرفته پیشه خود شیوه آزار را

طبع بر گنج حقیقت قفل و شرع آمد کلید

تا دهد زان گنج بیرون گوهر اسرار را

هر که جنباند کلید شرع را بر وفق طبع

طبع نگشاید به رویش جز در ادبار را

منکر اهل طریقت را ز عرفان بهره نیست

نیست جز جهل جبلی موجب انکار را

سر وحدت منطق الطیر است جامی لب ببند

جز سلمیانی نشاید فهم این گفتار را

بوی عشق از گفته عطار عالم را گرفت

خواجه مزکوم است ازان منکر بود عطار را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درخواست خود برای دادخواهی از خداوند سخن می‌گوید و به نقد شیخی می‌پردازد که به‌جای محبت و درک اهل دل، آن‌ها را آزار می‌دهد. او می‌گوید که علم و حقیقت در انحصار شرع نیست و با کلید طبع می‌توان به گنج حقیقت رسید. شاعر تأکید می‌کند که کسانی که به طریقت و عرفان اعتقادی ندارند، از درک واقعی بازمانده‌اند و تنها جهل موجب انکار آن‌هاست. او همچنین اشاره می‌کند که فهم عمیق مسائل معنوی فقط برای اهل عشق ممکن است و کسانی که به عشق و عرفان نمی‌پردازند از درک معانی اساسی باز می‌مانند. در نهایت، بوی عشق و کلام عطار را جاذبه‌ای می‌داند که کسانی که از عرفان دورند، نمی‌توانند درک کنند.