شمارهٔ ۳۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پیر ما بگذاشت آخر شیوه زهاد را
ساخت فرش میکده سجاده ارشاد را
خورده ام پیش از نماز صبح می بهر خدا
ای امام امروز با مطرب گذار اوراد را
چنگ استادی ست درس عشق گو مطرب کجاست
تا زمانی بر سر درس آرد این استاد را
صوفی دریوزه گر از بزم جمع دجله کش
گر رود غم نیست یک زنبیل کم بغداد را
اعتماد مفلس میخانه بر فیض خم است
نیست زادی چون توکل حاجی بی زاد را
از دم نی گرم کی گردد دل سخت فقیه
گرچه سازد فی المثل نرم این فسون پولاد را
جامیا خشت از سر خم گیر و گل از لای می
گر عمارت خواهی این دیر خراب آباد را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون عشق، تصوف، و بیاعتنایی به ظواهر دینی میپردازد. شاعر از شیوه زهاد و معنویت میگذرد و به میکده و خوشیهای دنیوی رو میآورد. او با اشاره به عشق و هنر، به جستجوی معشوق و سازنده آن میپردازد. همچنین به عدم نیاز به دنیای مادی و توکل بر خدا اشاره میکند. در پایان، شاعر به اهمیت لذت بردن از زندگی و ساختن بنای معنوی از خرابیها و گذرا بودن دنیا میپردازد.