نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرشب از زلف تو حال من پریشان‌تر بود

هردم از لعل تو چشمم گوهرافشان‌تر بود

گرچه نتواند ز جا جنبید سرو جویبار

بر قدت از شاخ نی در آب لرزان‌تر بود

گفتیم یک بوسه خواهی یا دو دشنام از لبم

هرچه کمتر جان من دانی که آسان‌تر بود

چاره حیرانی خود زیر بار عشق تو

هرکه را پرسم ز من صدبار حیران‌تر بود

مهرت اندر جان و جان در دل دل اندر بر نهان

کردم و زین نیز می‌خواهم که پنهان‌تر بود

ز آتش دل پیرهن بر من بسوزد خرقه هم

گرنه هر یک در برم از آب مژگان تر بود

بلبل خوشخوان چو وصف گل سراید در چمن

گفته جامی که خواند هرکه خوشخوان‌تر بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و عواطف عمیق و پیچیده‌ی شاعر است. شاعر در هر بیت حالتی را توصیف می‌کند که ناشی از عشق و دلبستگی او به معشوقش است. او بیان می‌کند که هر شب از عشق معشوقش حالش بیشتر پریشان می‌شود و چشمانش هر لحظه به زیبایی او می‌درخشد. شاعر همچنین به احساساتش اشاره می‌کند که اگرچه نمی‌تواند از جایش حرکت کند، ولی جذابیت و قامت معشوقش، حتی در مقابل جویبار، او را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. در ادامه، شاعر بیان می‌کند که در عشق، هیچ چیز آسان نیست و او در حیرت از چاره‌ای برای این عشق می‌گردد. همچنین عشق او به صورت راز و پنهان در وجودش نهفته است و او در آتش این عشق احساس سوزش می‌کند. در نهایت، شاعر به مقایسه بلبل و گل می‌پردازد و تأکید می‌کند هر کس که زیباتر و خوشخوان‌تر است، به زیبایی عشقش پی می‌برد.