شمارهٔ ۳۳۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش آنکه وصال تو میسر شده باشد
چشمم به جمال تو منور شده باشد
ریزم ز مژه اشک دمادم که بشوید
گر غیر تو در دیده مصور شده باشد
با هیچ برابر نکنم آنکه سر من
در پای تو با خاک برابر شده باشد
زین بیش مکن سرکشی ای شوخ و بیندیش
زان لحظه که آهم به فلک بر شده باشد
شد قامت من حلقه در آن فکر که دستم
در حلقه آن جعد معنبر شده باشد
هرگز به وفا با دگری عهد نبندم
گر خود ز جفا عهد تو دیگر شده باشد
جامی مکن اندیشه که تغییر نیابد
در حکم ازل هر چه مقدر شده باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از خوشحالی خود به خاطر وصال معشوق سخن میگوید و زیبایی او را ستایش میکند. او به شدت به معشوق وابسته است و هیچ چیز دیگری را به پای او نمیگذارد. شاعر همچنین از وفاداری خود به معشوق صحبت میکند و تأکید میکند که هرگز به کسی دیگر وفا نخواهد کرد، حتی اگر معشوق او را جفا کند. در نهایت، شاعر به سرنوشت و تقدیر نیز اشاره میکند و بیان میکند که هر آنچه در تقدیر نوشته شده، تغییر نمیکند.