نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زان پیشتر که میکده از ما تهی شود

مپسند جام را که ز صهبا تهی شود

پر کن سبو به هر چه توان رهن باده ساخت

زان غم مخور که خانه ز کالا تهی شود

خوش مصرفی ست میکده کین چرخ صیرفی

هر کیسه ای که پر کند آنجا تهی شود

گلها شکفت فتنه خوبان باغ شو

تا یک دو روز شهر ز غوغا تهی شود

نتوان علاج درد تو گر خود طبیب را

صد بار حقه های مداوا تهی شود

زان سنگها که کوهکن از غم به سینه کوفت

کی تا به حشر دامن صحرا تهی شود

جامی بس است نظم تو گر زانکه گوش چرخ

از گوشواره عقد ثریا تهی شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان لزوم بهره‌برداری از لحظات خوش زندگی و پر کردن دلی از شادی می‌پردازد. شاعر تاکید می‌کند که پیش از آنکه میکده و لذت‌ها از ما خالی شوند، باید از فرصت‌ها بهره گرفت و از زندگی لذت برد. او از نوشیدنی‌ها و خوشی‌های زودگذر می‌گوید و به آسیب‌ها و غم‌های زندگی اشاره می‌کند که نباید مایه نگرانی باشند. همچنین به زیبایی‌های طبیعت و شور و نشاط آن اشاره کرده و می‌گوید که زندگی مانند چرخی است که هر لحظه ممکن است خالی شود. شاعر به این نتیجه می‌رسد که باید از زیبایی‌ها و لذت‌ها بهره برد و زندگی را با شادی پر کرد.