شمارهٔ ۳۷۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
گر کار دل عاشق با کافر چین افتد
به زانکه به بدخویی بی رحم چنین افتد
جایی که بود تابان خورشید مکن جولان
حیف است کزان بالا سایه به زمین افتد
عشق تو به مهر و کین هر چند زند قرعه
مشکل که به نام من جز قرعه کین افتد
هر جا که جعد برقی از آتش عشق تو
صد دلشده را شعله در خرمن دین افتد
محراب حضور آمد ما را خم ابرویت
در وی ز خطای ما مپسند که چین افتد
هر لحظه زنم آهی باشد که بدین ناوک
سیاره ادبارم از چرخ برین افتد
جامی چو سخن راند از لعل گهربارت
در دامنش از دیده درهای ثمین افتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به موضوعات عشق و احساسات عمیق مرتبط میشود. شاعر به تأثیر عشق بر دل عاشق و چالشهایی که در این مسیر وجود دارد، اشاره میکند. او دربارهٔ زیباییها و دردهای عشق، تنهایی، و عواقب ناشی از آن صحبت میکند. همچنین شاعر از تناقضهای عشق، مثل مهر و کین، و تأثیر آن بر زندگی و دین افراد سخن میگوید. در نهایت، با زبانی زیبا، به همهٔ این احساسات و تجربیات با یک نگرش عمیق و تأملبرانگیز پرداخته است.