شمارهٔ ۴۰۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
حقه لعل تو از جوهر جان ساختهاند
کام هر خسته در آن حقه نهان ساختهاند
هر لطافت که نهان بود پس پرده غیب
همه در صورت خوب تو عیان ساختهاند
هر چه بر صفحه اندیشه کشد کلک خیال
شکل مطبوع تو زیباتر از آن ساختهاند
شوخی و ناز و کرشمه همه آورده به هم
فتنه عالم و آشوب جهان ساختهاند
آن نه بالاست نهالیست که از روضه قدس
به تماشاگه عشاق روان ساختهاند
محنت هجر دهد چاشنی شربت شوق
دردمندان فراقت به همان ساختهاند
تا به راه طلبت بیقدمان پی نبرند
کعبه وصل تو بینام و نشان ساختهاند
بس که جامی صفت حسن تو نیکو گوید
عشقبازان سخنش ورد زبان ساختهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که به عنوان حقهای از جوهر جان توصیف شده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که تمام لطافتها و زیباییها در ظاهری دلنواز در حقه معشوق نمایان شدهاند. ناز و کرشمههای او باعث ایجاد فتنه و آشوب در جهان میشود. همچنین، هجر و جدایی چاشنی علاقه و شوق به او را افزایش میدهد. شاعر میگوید که کعبه وصال او از نوشتن نام و نشانی بیبهره است و عشقورزان درباره زیبایی او بسیار سخن گفتهاند و این کلام در زبانها جاری شده است.