نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای دهانت ز لب و لب ز دهان شیرینتر

خنده شیرین و سخن گفتن ازان شیرینتر

نرسد با لب تو لاف سخن طوطی را

گرچه هست از همه شیرین سخنان شیرینتر

در دل تنگ لبت همچو شکر شیرین است

لیک در دیده خونابه فشان شیرینتر

کام دل گرچه شد از شور غم عشق تو تلخ

جان شیرین منی بلکه ز جان شیرینتر

کلک تصویر اگر خود بزنی قند بود

صورتی از تو کشیدن نتوان شیرینتر

نیشکر گرچه ز سر تا به قدم شیرین است

نیست از قد تو ای سرو روان شیرینتر

جامی از وصف لبت گر نشکیبد چه عجب

نکته ای ناید از آنش به دهان شیرینتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تمثیل‌ها و تشبیهات زیبا به وصف زیبایی و شیرینی لب‌ها و سخن‌گفتن معشوق پرداخته است. او می‌گوید که لب‌ها و خنده معشوق از هر چیزی شیرین‌تر است و حتی سخنانی که طوطی می‌گوید نمی‌تواند با لب‌های او رقابت کند. در دل معشوق، احساسی شیرین وجود دارد، ولی در عین حال، عشق او موجب تلخی در زندگی‌اش شده است. شاعر بیان می‌کند که حتی اگر کسی بخواهد تصویری از او بکشد، نمی‌تواند به شیرینی خود او باشد. نهایتاً، هر چه هم در وصف لب‌های او بگوید، چیزی شیرین‌تر از واقعیت آن نخواهد بود. در کل، شعر راز و زیبایی عشق و زبان شیرین معشوق را به تصویر می‌کشد.