شمارهٔ ۴۵۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوشا گل کامده ست از نازنینان چمن بر سر
بساط سبزه زیر پای و چتر نارون به سر
ز بیماری به بالین سر نهاده نرگس رعنا
پی بیمار پرسیش آمده سرو و سمن بر سر
همانا لاله شمع جمع نوخیزان باغ آمد
که دارد شعله آتش میان انجمن بر سر
معمایی ست بس مشکل گشای اندر چمن غنچه
کش آورده ست شاخ گل به طبع خویشتن بر سر
بنفشه سرفکنده ست و دژم بر طرف جو گویا
پی قتلش ستاده سوسن شمشیرزن بر سر
درخت گل ز باران سحر بهر قدح نوشان
نهاده صحنهای لعل پر در عدن بر سر
قوافی سنج مرغان گو خمش باشید در بستان
که جامی آمده ست از جمله در لطف سخن بر سر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای یک باغ و شگفتیهای طبیعت اشاره میکند. گلها و گیاهان در چمن خوشآمد گفتهاند و سبز و سرسبز هستند. نرگسها در کنار بستر بیمار و سروی با سمن به عیادت او آمدهاند. لالهها با روشنایی خود به جمع نوخیزان باغ رونق میبخشند. درختان گل نیز به خاطر باران صبح به خوشنودی آمدهاند و میوههای لعل را در گوشهای به نمایش گذاشتهاند. همچنین، پژمردگی بنفشه و تهدید سوسن نشاندهنده تضاد در دل طبیعت است. شاعر به زیبایی و لطافت طبیعی اشاره میکند و از مرغان میخواهد در این فضای زیبا سکوت کنند.