نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

رخ زرد دارم ز دوری آن در

زده باغ و دردم درون دل آذر

چو من کاست گویی شب فرقت تو

مه نو که باشد بدین گونه لاغر

خطت خضر جعد کجت مشک تبت

تنت سیم لعل لبت تنگ شکر

به جنب نعیم شهید محبت

بهشت مخلد نصیب محقر

به لبها ملیحی به گفتن فصیحی

به طلعت صبیحی به گیسو معنبر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوری معشوقش و دردهای درونی ناشی از آن سخن می‌گوید. چهره‌اش زرد شده و دلش آتشین است. او معشوق را به ماه نو تشبیه می‌کند که با وجود زیبایی‌اش، در غم جدایی لاغر و نحیف به نظر می‌رسد. زیبایی و جذابیت معشوق با وصف خط و مو و تن او به تصویر کشیده شده است. شاعر به ظلمت‌های عشق و بهشت مخلد اشاره می‌کند که نصیب او نمی‌شود و در نهایت به زیبایی‌های معشوق و تاثیر کلامش اشاره می‌کند.