نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باد صبح آن گل سیراب را بپرس

وان ماه شب فروز جهانتاب را بپرس

از ما که کرده ایم چو دریا ز گریه چشم

آن در ناب و گوهر نایاب را بپرس

کوته کنم حدیث ز رندان پاکباز

یار دروغ وعده قلاب را بپرس

احباب را ز فرقتش از دیده رفت نور

آن نوربخش دیده احباب را بپرس

دل را ببین سجودکنان پیش ابرویش

آن بت پرست گوشه محراب را بپرس

جان کز تنم رمید ز نوش لبش بجوی

از حال طوطی آن شکر ناب را بپرس

جامی به خواب دید که مه در کنار اوست

تعبیر خواب عاشق بی خواب را بپرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر از باد صبح می‌خواهد تا از گل سیراب و ماه شب‌افروز بپرسد که حال او چگونه است. او به یادگارهای عشق و اشک‌هایش اشاره می‌کند و از رنج جدایی و دوری از یار گله می‌کند. همچنین به زیبایی و سنگینی ابروی معشوق، دل‌تنگی و آرامش ناشی از عشق اشاره می‌کند. شاعر در نهایت به خواب دیدن خود از حضور معشوق اشاره می‌کند و در انتظار تعبیر خواب عاشقانه‌اش است.