شمارهٔ ۴۷۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
جام لعلش نگر از باده گلرنگ مپرس
ناله من شنو از زمزمه چنگ مپرس
جلوه شاهد گل بین سحر از حجله ناز
موجب ناله مرغان شباهنگ مپرس
نام من مایه ننگ است به جایی که منم
قصه نام مگو قاعده ننگ مپرس
تنگدستان تو را کام دل اندر غیب است
سر این نکته به جز زان دهن تنگ مپرس
عاشق کام طلب را ز غم و درد مگوی
مطرب بزم نشین را ز صف جنگ مپرس
بادپایان نتوانند ره عشق سپرد
قطع این مرحله از بارگی لنگ مپرس
جامی امید وصول حرم ار هست تو را
راهی می بین و قدم می زن و فرسنگ مپرس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عمیق بودن احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر به زیبایی杯ی سرخ و غنای زندگی موجود در آن اشاره میکند و از شنوندگان میخواهد که جزییات آن را نپرسند. او از درد و غم خود و همچنین عشق و آرزوهایش سخن میگوید و بیان میکند که نامش مایه ننگ است، بنابراین از آن چیزی نپرسند. شاعر همچنین به تنگدستان و عشق واقعی و دشواریهای آن اشاره میکند و میگوید که گام برداشتن در مسیر عشق کار آسانی نیست و نیاز به تلاش و صبر دارد. در پایان، او امید خود را برای رسیدن به معشوق ابراز کرده و از دیگران میخواهد که فقط به اقدام و تلاش توجه کنند نه به مشکلات و مسائلی که ممکن است سر راهشان باشد.