نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خرم از هوای رخت نوبهار عشق

در هر دلی ز تازه گلت خار خار عشق

هر چند سرخوشی ز می حسن یاد کن

ما را که جان رسید به لب در خمار عشق

محمل همین به سینه ویران ما گشاد

هر کاروان غم که رسید از دیار عشق

فرقی میان عارف و عابد نهاده اند

این خوش به عشق کار بود وان به کار عشق

گر کوهکن ز پای درآمد چه جای طعن

والله که کوه پست شود زیر بار عشق

هرگه خدنگ غمزه گشایی ز شست ناز

باشد همای سدره فروتر شکار عشق

جامی مدار رنجه دل از فکر عاقبت

حالی به نقد خوش گذران روزگار عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و تاثیرات عمیق آن بر دل و جان انسان می‌پردازد. شاعر با بیان زیبایی‌های عشق و تأثیرات شگرف آن، به شادی و غم ناشی از عشق اشاره می‌کند. او به این نکته تأکید می‌کند که عشق، حتی در دل‌های ویران نیز زندگی می‌بخشد و برتری آن بر دیگر فعالیت‌ها و کارها را مطرح می‌سازد. عشق پایانی ندارد و بر غم و شادی زندگی تسلط دارد. در نهایت، شاعر به لذت‌بردن از لحظات حال و غرق‌شدن در عشق توصیه می‌کند.