نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک

دامن معشوق اگر آلایشی دارد چه باک

حاش لله چون رسد معشوق ما دامن کشان

دامنش زان پاکتر باشد که ما گوییم پاک

صفوت و پاکیزگی لازم بود خورشید را

گر بود بر اوج گردون ور فتد بر سطح خاک

شوق غالب عشق مستولی ست بر من بعد ازین

بر سر آن کوی خواهم رفت مست و جامه چاک

بانگ خواهم زد که ای در پرده عزت مقیم

کم تواری فی قباب العز حتی لانراک

زآستانت سر نتابم تا نبینم روی تو

گرچه آید بر سر من از تو صد تیغ هلاک

ناله کن جامی که دانم عاقبت کاری کند

در دل سنگین یار این ناله های دردناک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و آرزوهای عاشقانه است. شاعر از پاکی و طهارت معشوق خود صحبت می‌کند و اعتقاد دارد که حتی اگر دامن معشوق آلوده باشد، باز هم او پاک‌تر از آن است که توصیف شده است. او عشق و شوقی غالب بر خود دارد و می‌خواهد در کوی محبوب گام بردارد، حتی اگر عواقب خطرناکی برای او داشته باشد. شاعر به ناله‌ها و دردهایش اشاره می‌کند و اعتقاد دارد که این ناله‌ها تأثیر عمیقی بر دل معشوق خواهد گذاشت. در کل، شعر به احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه و کشش‌های شدید میان عاشق و معشوق می‌پردازد.