نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

برانم از عقب کوچ کرده خود بوک

زند جمازه سعیم به خیمه گاهش چوک

کجا به خیمه گه او رسد جز آن رهرو

که گامزن چو جهاز است و بارکش چون لوک

ز آفتاب رخش دور مانده ام شاید

اگر کبود کنم جامه چون فلک زین سوک

ز فرق ساخته پای و ز تاج زر نعلین

ملوک بهر سلوک رهش بلوک بلوک

غریق لجه عرفان خموش چون ماهی

به هرزه نعره زنان واعظ از کناره چو غوک

ز کف مده سر رشته که پیرزن داند

کز اوست گردش چرخ وز چرخ گردش دوک

مکن مبالغه در شرح درد دل جامی

مباد کلک تو را خون فرو چکد از نوک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویر کشیدن مسیر دشوار و تکلف‌آمیز زندگی و جستجوی معنای عمیق آن می‌پردازد. شاعر به بررسی حال خود، تلاش‌هایش و موانعی که در برابر اوست می‌پردازد. او از گروهی از مومنان و عارفان یاد می‌کند که در تلاش‌اند تا به حقیقت راه یابند، اما در عین حال وجود عواملی نظیر ناآگاهی و دلسردی را نیز بیان می‌کند. شاعر از سرنوشت و چرخش زمان نیز سخن می‌گوید و به خواننده هشدار می‌دهد که در بیان دردهای خود زیاده‌روی نکند. این اشعار نشان‌دهنده‌ی جستجو برای کشف حقیقت و شناخت خود در میان چالش‌ها و تردیدهای زندگی است.