نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی اشک من و لعل تو یکرنگ

ز تو اندوه من با کوه همسنگ

مرا درج گهر این بس که دارم

ز پیکان های تو بر سینه تنگ

ز تیغت چهره مقصود پیداست

مباد از خون بی دردان بر آن رنگ

حذر زان چشم و مژگان تا کی ای دل

دلیران چون گریزند از صف جنگ

قدم خم شد چو چنگ و دارم امید

که آرم تاری از زلف تو در چنگ

رقیب از کشتن من ننگ دارد

به یک تیغم خلاصی ده ازین ننگ

به آن قامت خوش است آهنگ جامی

بنامیزد زهی مرغ خوش آهنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق اندوه و عشق شاعر است. شاعر با اشاره به اشک‌های خود و زیبایی محبوبش، از درد و رنجی که به خاطر عشق احساس می‌کند سخن می‌گوید. او به شدت تحت تأثیر زیبایی محبوب است و از خطراتی که ممکن است به خاطر نگاه‌ها و مژگان او به جان بیفتد هشدار می‌دهد. در نهایت، شاعر در جستجوی امید و عشق، آرزوی یافتن زلف محبوبش را دارد و به رقابتی که بین او و رقیبانش وجود دارد اشاره می‌کند و از آنان می‌خواهد که به او رحم کنند. شعر به زیبایی عشق و زحمت‌های آن را توصیف می‌کند.