شمارهٔ ۵۵۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قتل من خواهد ز یکسو غم ز دیگر سو اجل
پیشدستی کن که نبود دست پیشین را بدل
فیلسوف عقل را آداب بحث عشق نیست
خالی از حکمت بود با او درین معنی جدل
قصد ما ابروی توست از سجده در محرابها
گر نباشد نیت خالص چه حاصل از عمل
می کنم هر دم چو گل پیراهن جان را قبا
تا قبا را دیدم آن اندام نازک در بغل
نیکوان را هستم از صدق ارادت معتقد
کی فتد در اعتقاد من ز بدگویان خلل
دل که شد جای غم عشقت محل رحمت است
ای ز سر تا پای رحمت رحمتی کن در محل
یافت جامی دوش در میخانه فیض از پیر جام
شد می تلخ از لب لعل تو در کامش عسل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و فلسفی شاعر اشاره دارد. او از مرگ و غم صحبت میکند و به لزوم آماده بودن برای مواجهه با آنها تاکید دارد. شاعر به این نکته میپردازد که عشق و عقل نمیتوانند در یک مسیر همراستا باشند و عشق نیاز به نیت خالص دارد. او به زیبایی و نازکی معشوق اشاره میکند و میگوید که قصد او فقط جلب نظر معشوق است. شاعر همچنین به اهمیت صداقت در عشق و موانع بدگویی دیگران اشاره میکند و در پایان به تأثیر مثبت عشق بر دل و روح انسان میپردازد.