شمارهٔ ۵۶۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سروی ست قامت تو ز بستان اعتدال
سر تا قدم لطیف تر از پیکر خیال
روح مقدس است که سلطان قدرتش
تشریف داد خلعتی از عالم مثال
نی روح اقدس است که از موطن بطون
بنموده در جمیل ترین مظهری جمال
آن نور پاک ظاهر و شخص تو مظهر است
باشد میان ظاهر و مظهر دویی محال
فرقی به جز تقید و اطلاق یافتن
نتوان میان ظاهر و مظهر به هیچ حال
زانت برم سجود که آن نور لم یزل
لایح بود ز لوح جمال تو لایزال
غیر از تو کیست مقصد جامی و مطلبش
یا مقصدی هلم و یا مطلبی تعال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره دارد و او را به بستانی از اعتدال تشبیه میکند. شاعر بر این باور است که روح مقدس و الهی در وجود معشوق تجلی یافته و او به عنوان مظهری از جمال خداوندی در نظر گرفته میشود. در اینجا، تفاوتی بین ظاهر و مظهر وجود ندارد و تنها تقید و اطلاق میتواند آنها را از هم جدا کند. شاعر به تجلی نور الهی در چهره معشوق اشاره کرده و درخواست سجود میکند، زیرا او را مظهر جمال ازلی میداند و در انتها به این نکته میرسد که هیچ مقصدی جز محبت و عشق به معشوق وجود ندارد.