نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ساقیا زین هنر و فضل ملولیم ملول

ساغری ده که بشوییم ز دل نقش فضول

مشکل عشق چو حل می نشود چند نهیم

گوش ادراک بر افسانه اوهام و عقول

سحر از کوی خرابات برآمد مستی

لایح از ناصیه اش پرتو انوار قبول

گفتمش عاشق درمانده چه تدبیر کند

که کشد رخت ارادت به مقامات وصول

گفت این مسئله ز پیر مغان پرس که اوست

واقف جمله مراتب چه فروع و چه اصول

در ره حشمت او خاک شو و همت خواه

تا شود غایت مامول تو مقرون به حصول

شیخ شهرت طلب و مسند شیخ اسلامی

جامی و زاویه نیستی و کنج خمول

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به سادگی از اهمیت شراب و مستی سخن می‌گوید و از معضلات عشق و ناکامی‌ها صحبت می‌کند. او از ساقی می‌خواهد که ساغری بدهد تا دل را از افکار بی‌فایده پاک کند. شاعر بیان می‌کند که اگر مشکل عشق حل نشود، بیشتر بر افسانه‌ها و تصورات بی‌اساس نخواهیم ماند. او می‌پرسد از عاشق درمانده که چه تدبیری بیندیشد، و جواب می‌گیرد که باید از پیر مغان (راهنما) یاری جست که به تمام مراحل عشق آگاه است. سرانجام، شاعر به اهمیت تواضع و خاکساری در زندگی و عشق اشاره می‌کند و بر طمع‌های ریاکارانه مخالف است.