نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی قدت نهال گلشن چشم

مه رویت چراغ روشن چشم

خراب آباد دل مردم نشین نیست

فرود آی ای پری در مسکن چشم

ز خون دل چنان پر شد درونم

که می ریزد برون از روزن چشم

ز کویت هر خس و خاری که چینم

نشانم چون مژه پیرامن چشم

ز گریه تا به گردن غرق خونم

چو میرم خون من در گردن چشم

به یک غمزه کنی صد شیردل را

شکار آهوی شیرافکن چشم

چو گردد درفشان لعل تو جامی

ز لعل در کند پر دامن چشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تاثیرگذاری چهره محبوب می‌پردازد. شاعر از عشق و شوق نسبت به معشوق خود سخن می‌گوید و او را به عنوان کنجی آرامش و روشنایی تصویر می‌کند. شاعر احساسات و دردهای درونی خود را به وسیله تصاویری از خون، چشم، و طبیعت بیان می‌کند. همچنین به ظرافت و قدرت معشوق اشاره می‌کند که قادر است با یک نگاه دل شیران را تسخیر کند. در نهایت، احساس عمیق عشق و وابستگی شاعر به معشوق در این اشعار به وضوح نمایان است.