نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما نه آن قومیم کز بار کسی گردن کشیم

ور خسی در راه ما خاری نهد دامن کشیم

می کشیم از تیر خوبان دردی درد آن چنان

کز کف روشن جبینان باده روشن کشیم

توسن کین هر که انگیزد به قصد جان ما

ما ز مهرش نقد جان زیر سم توسن کشیم

هر که خواهد بهر ما دوزد ز محنت خلعتی

ریسمان از رشته جانهاش در سوزن کشیم

نیستیم اصحاب عشرت تا چو سبزه هر صباح

مفرش دیبای زنگاری سوی گلشن کشیم

چون شب سنجابگون آید ته پهلوی خویش

بستر سنجابی از خاکستر گلخن کشیم

دوستان از سرکشی با ما اگر دشمن شوند

جامی آن بهتر که ما سر در ره دشمن کشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی روحیه‌ای مستقل و مقاوم مردم است که برای برقراری آزادی و عزت خود، از هیچ دشواری‌ای نمی‌ترسند. شاعر بیان می‌کند که ما هرگز زیر بار کسی نمی‌رویم و اگر کسی به ما ظلم کند، با قدرت و اراده‌ی قوی از حقوق خود دفاع می‌نماییم. ما زندگی را با ارزش‌های انسانی و دوستی می‌سنجیم و حاضر نیستیم به راحتی از لذت‌هایی که در زندگی به دست می‌آوریم صرف‌نظر کنیم. همچنین، اگر دوستانمان به ما آسیب بزنند، رویکرد ما در برابر دشمنی‌ها، ادامه‌ی مبارزه و تلاش برای حفظ شرافت و عزت خود است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که زندگی اجتماعی ما از عشق و محبت و مقاومت در برابر ظلم تشکیل شده است.