شمارهٔ ۶۷۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دور لبت بی می و پیمانه نباشم
وز شوق تو بی نعره مستانه نباشم
در خیل بتان چون تو پریچهره نگاری
خود گوی که چون عاشق و دیوانه نباشم
هر جا چو تو شمعی شود افروخته حاشا
کانجا من دلسوخته پروانه نباشم
گر دامنم امید قدوم تو نگیرد
یک لحظه درین گوشه کاشانه نباشم
تشریف نیاری سوی من جز پس عمری
وان هم بود آن روز که در خانه نباشم
گنجی تو و عالم همه ویرانه این گنج
جز در طلب گنج به ویرانه نباشم
جامی اگر آن دانه خالم نزند راه
دست تهی از سبحه صد دانه نباشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس عمیق عشق و وابستگی خود میگوید. او بیان میکند که اگر در دور لبت و در جستجوی تو نباشم، از شادی و شوق بینوا و سرزنده نخواهم بود. همچنین اشاره میکند که اگر دیگر کسی مانند تو در این دنیای زیبا نباشد، او هم نمیتواند به عنوان عاشق و دیوانه وجود داشته باشد. شاعر آرزو میکند که محفلها و مکانها پر از نور تو باشد و بدون تو بیقرار و دلتنگ است. او همچنین تأکید دارد که اگر امید به آمدن تو را نداشته باشد، به هیچوجه نمیتواند در این خانه خوشحال باشد. در نهایت، شاعر به ارزش و زیبایی عشق اشاره کرده و میگوید که زندگی بدون عشق تو هیچ معنا و ارزشی ندارد.