نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به راه توسنش صد نازنین را خاک می بینم

سر چندین عزیزش بسته بر فتراک می بینم

به تیغ غمزه خواهد ریخت خون صد مسلمان را

چنین کان ترک کافرکیش را بی باک می بینم

همی روبم به مژگان تا نگردد پایش آزرده

به خاک راه او هر جا خس و خاشاک می بینم

ز شوق نکهت پیراهنش هر صبح در گلشن

لباس غنچه پاره جامه گل چاک می بینم

ندارد چستیی آن شوخ در دلجویی یاران

ولی در کشتن هر بیدلش چالاک می بینم

مرا حال دل آواره خود یاد می آید

ز درد عاشقی هر جا دلی غمناک می بینم

چه شد بیچاره جامی را درین شبهای غم یارب

که نام او ز لوح زندگانی پاک می بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احوال روحی و عاطفی خود می‌پردازد. او به زیبایی‌های یک معشوق می‌نگرد و از غم و درد ناشی از عشق سخن می‌گوید. معشوقش را مانند توسن زیبا و پر جلال توصیف می‌کند که پیروزی و شکست‌ها را به وجود می‌آورد. احساساتی چون شوق و اندوه در کنار زیبایی‌های معشوق و همچنین حسرت از دست دادن کسانی که به دلش نزدیک بوده‌اند، در این متن به وضوح دیده می‌شود. شاعر از درد عاشقی و تأثیر آن بر دل آواره‌اش سخن می‌گوید و به یاد کسی که در شب‌های غمگینش از یادش رفته، احساس افسوس می‌کند.