شمارهٔ ۷۳۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صوفی چه فغان است که من این الی این
این نکته عیان است من العلم الی العین
ماالحاصل فی البین چه گویی سفری کن
چون خضر و بجوی این گهر از مجمع بحرین
در ذمه ما دین بود پرتو هستی
کو جذب فنایی که مؤدی شود این دین
در مشرب توحید بود وهم دویی کفر
در مذهب تقلید بود نفی دویی شین
این وحدت محض است که از کثرت تکرار
گاه اربعه و گاه ثلاثه ست و گه اثنین
عینی ست یگانه که چو از قید تعین
افزود بر آن نقطه پدید آمد ازو غین
جامی مکن اندیشه نزدیکی و دوری
لاقرب ولا بعد ولا وصل ولا بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عرفانی و فلسفی میپردازد و به جستجوی حقیقت و وحدت الهی اشاره دارد. شاعر با استفاده از نشانههای مختلف، در تلاش است تا مفهوم واحدی را از کثرت پدید آورد. او به تفکیک بین علم و تجربه و معانی دینی اشاره کرده و یادآور میشود که در توحید، دوگانگی و تقسیمبندی وجود ندارد. در نهایت، شاعر به این نکته تأکید میکند که نباید به اندیشههای نزدیک یا دوری مشغول شد، زیرا در حقیقت، نه نزدیکی وجود دارد و نه دوری. همه اینها به یک حقیقت واحد اشاره دارند که بالاتر از تمام تقسیمات است.