نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا تا کی ز کشتن بیم کردن

خوشا پیش تو جان تسلیم کردن

معلم چون تو شوخی را ندانست

به جز درس جفا تعلیم کردن

دهانت سر غیب آمد میان نیز

خرد را کی توان تفهیم کردن

گرفت از شش جهت عشق تو خواهد

مرا رسوای هفت اقلیم کردن

سعادتمندی ماه رخت را

جدا باید یکی تقویم کردن

بهای وصل اگر خواهی ز دیده

توان روی زمین پر سیم کردن

مگو جامی کم است از خس درین راه

خسی را تا کی این تعظیم کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و تمایل عمیق شاعر به دوری از ترس و ناتوانی در جستن معشوق است. شاعر با اشاره به اینکه معلم نمی‌تواند شوخی را بفهمد، نشان می‌دهد که عشق فراتر از آموزش و یادگیری عادی است. او از مشکلات و پیامدهای عشق سخن می‌گوید و به زیبایی معشوق اشاره می‌کند که باید ارزیابی شود. همچنین، شاعر به ارزش عشق و بی‌ارزشی بعضی‌ها در مقابل آن اشاره می‌کند. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که عشق نمی‌تواند تحت تأثیر ناملایمات قرار گیرد.