شمارهٔ ۷۹۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شبی چون مه نمودی روی نیکو
برآمد نعره از انجم که ما هو
رمد آهو ز مردم با تک تیز
درین شیوه تو بگذشتی ز آهو
برت هست آیتی در لطف و رخ نیز
گه از برخوانم این آیت که از رو
سرشکم خواهد از زانو گذشتن
ز شوقت چند گریم سر به زانو
دو چشم تو عجایب جادوانند
ندیدم همچو آن دو هیچ جادو
همه صاحبدلان را ذوق کعبه
من بی دین و دل را ذوق آن کو
تنت در خرقه گر گم گشت جامی
چه شد کم گیر ازین پشمینه یک مو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد. شاعر در آن از نور چهره معشوق یاد میکند که همچون ماه است و از تاثیراتی که این زیبایی بر دیگران دارد، صحبت میکند. او به چشمان معشوق اشاره میکند که به نوعی جادوگری میمانند و هیچکس مشابه آنها را ندیده است. همچنین، شاعر از احساسات عمیق خود، حتی در مواردی که ظاهراً از عشق و دیانت دور است، سخن میگوید. در نهایت، او به مسالهای اشاره میکند که حتی اگر هم لباسش گم شود، چیزی از زیبایی و جذبه معشوق کم نخواهد شد.