شمارهٔ ۷۹۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ز هر سو بدانند و رویت نکو
حماک الله ای دوست من کل سو
به خون جگر می کنم چهره تر
همین است پیش توام آبرو
رسان تیزتر آبی از تیغ خویش
که شد خشکم از آتش دل گلو
اگر کوزه می شکستم چه شد
به جرمانه گیرم به گردن سبو
بگو عاشقم بر فلان گفته ای
ز من این چه لایق بود خود بگو
منم آن گدا بر در میکده
که سازم پر از شی ء لله کدو
به هر جا مهی چون تو منزل نساخت
دل جامی آنجا نیامد فرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و محبوبیت معشوق اشاره میکند و عشق عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که برای حفظ آبرو و محبت خود، حتی با مشکلات و سختیها دست و پنجه نرم میکند. همچنین، شاعر به جایگاه خود به عنوان عاشق و درویش افتخار میکند و حسرتی را که به خاطر جدایی از معشوق احساس میکند، ابراز میکند. در نهایت، او به بیکسی خود در دوری از معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که عشقش او را به چه اندازه تحت تأثیر قرار داده است.