شمارهٔ ۸۲۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مرغ جان کردی هوای دانه های خال او
گر نبستی رشته لاغر تن من بال او
گر به قصد جان فرستد قاصد آن مقصود دل
دل کند فرسنگها جان بر کف استقبال او
بس که بر دل خامه بار غم نهاد از شرح هجر
شد خمیده همچو نون در نامه لام و دال او
خون کنم دل را و مالم در رکاب او ز چشم
تا چو پای اندر رکاب آرد شود پامال او
رویش ار بیند فرشته گر کشد صد بی گناه
یک گنه ننویسد اندر نامه اعمال او
صوفی دل حالها کرده ست دوش از ذکر دوست
سینه ام چون خرقه چاک اینک گواه حال او
وصل جویان جامی و طعن رقیبان از قفا
در به در درویش و غوغای سگان دنبال او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و عشق معنوی پرداخته است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و میگوید که دل او تحت تأثیر غم و هجران خمیده شده است. او از جان خودش در راه عشق و دیدار معشوق آماده است و این عشق را فراتر از هر خطایی وصف میکند. همچنین، در ادامه به روحانیت و حال صوفیانی اشاره میکند که از یاد خدا و عشق الهی غافل نیستند و در جستجوی وصل معشوق هستند. در این شعر، تلاش و longing برای وصال معشوق به تصویر کشیده شده و از زیباییهای عشق روایت میشود.