شمارهٔ ۸۴۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلم شبها کشد زان دام زلف آه
بهذا نال زلفی دام زلفاه
به فکر زلف تو عمرم سر آمد
زهی فکر دراز و عمر کوتاه
تویی دلخواه من تا رخ نمودی
روا شد کام من بر وجه دلخواه
کله کج نه که ترکی چون تو رعنا
نمی بینم درین فیروزه خرگاه
سمند ناز جولان ده که امروز
سپاه خوبرویان را تویی شاه
بفرما رحمتی بر دردمندان
ز درد اهل دل چون هستی آگاه
سر جامی و خاک رهگذارت
چو خواهد خاک شد باری درین راه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و longing شاعر به معشوق است. شاعر در دل شب حسرت و تالم خود را به خاطر زلف معشوق بیان میکند و عمر کوتاه خود را در اندیشه عشق او میبیند. او معشوق را دلخواه خود میداند و از زیبایی او و تأثیرگذارش بر روح و روانش سخن میگوید. شاعر از معشوق میخواهد که رحمتی به درد و رنج دلسوختگان بیاورد و خود را در مسیر عشق فدای زلف او کند. این احساسات نمادی از عشق آتشین و تقدس رابطه عاشقانه است.