نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای خطت نقشی ز نو انگیخته

مشک تر پیرامن گل ریخته

با خیال لعل رنگ آمیز تو

آب چشم ما به خون آمیخته

دارم از زلف تو صد پاره دلی

هر یک از مویی دگر آویخته

آهوان دیده فریب چشم تو

هر کدام از گوشه ای بگریخته

چشم من هر شب به جست و جوی دل

خاک کویت را به مژگان بیخته

تا سر زلف تو از کف داده ام

رشته جان از تنم بگسیخته

جامی از وصف میانت قاصر است

گرچه هر دم صد خیال انگیخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر با اشاره به خط و نقشی که معشوقش دارد، می‌گوید که اطراف گل بویی از مشک پخش شده است. او با یادآوری رنگ لعل و زیبایی چهره معشوقش، احساساتی عمیق و پر از عشق را بیان می‌کند. هر کدام از موی معشوق او را به صد پاره دل تبدیل کرده و در جست‌وجوی دل خود، خاک کوی معشوق را به چشمانش می‌ریزد. شاعر به عشق و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و در نهایت می‌گوید که وصف معشوقش فراتر از آن است که در یک جام بگنجد، چرا که همیشه در دلش خیال‌ها و آرزوهای بسیاری از او وجود دارد.