نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی رویت ز هر رویی نموده

به جز روی تو خود رویی نبوده

نموده روی خویش از حسن خوبان

دل عشاق بی سامان ربوده

فروغ روی تو عالم بگیرد

ز زلفت گر شود تاری گشوده

نداند سر عشقت کس به از تو

که هم خود گفته ای هم خود شنوده

اگر ماند همه اعیان عالم

به خلوتخانه وحدت غنوده

وگر نقش همه ذرات عالم

شود ز آیینه هستی نموده

نگردد قدس ذات لایزالت

ازان یک کاسته زین یک فزوده

ثنای ذات تو جامی چه داند

چه گوید ناستوده از ستوده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان می‌کند که هیچ رویی به اندازه روی او زیبا نیست. شاعر از قدرت و تاثیر چهره معشوق بر دل عاشقان سخن می‌گوید و بیان می‌کند که زیبایی او حتی می‌تواند جهان را روشن کند. همچنین اشاره شده که هیچ‌کس جز خود معشوق، نمی‌تواند سر عشق او را درک کند. در نهایت، شاعر به زیبایی و عظمت ذات معشوق اشاره دارد و می‌گوید که کسی نمی‌تواند به درستی او را وصف کند.