نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای روی تو اختر جهان تاب

شد تیره شبم ز هجر دریاب

من تاب نیارم از تو توبه

من تاب من الحبیب ما طاب

عمری ست که بر در توام من

یک بار بپرس من علی الباب

خواب اجل از تو غایبم برد

من غاب کما یقال قد خاب

چون چشم تو خوابناک مستی

صاحبنظران ندیده در خواب

زاهد به خیال آن دو ابرو

سربرده فرو به کنج محراب

در وصف رخت ز نظم جامی

از بس که تر است می چکد آب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوق خود ابراز احساسات عمیقی می‌کند و از تیرگی زندگی‌اش در فراق او سخن می‌گوید. او نمی‌تواند از عشقش دست بکشد و به کنج درب معشوق اشاره می‌کند که سال‌هاست در آنجا منتظر است. شاعر به خواب و غفلت اشاره می‌کند و می‌گوید چشمان معشوقش او را مست و حیران کرده است. همچنین زهد و عبادت برخی از سالکان را در برابر زیبایی معشوقش نقد می‌کند و از شدت عشقش به او می‌گوید که حتی شعرش هم از شوق و عشق به او تر شده است.