شمارهٔ ۸۶۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
منم امروز و اشک دانه دانه
که رفت از چشمم آن در یگانه
نجوید دل به جز آن عارض و خال
ندارد چاره مرغ از آب و دانه
ز بس افسانه عشق تو خواندم
میان عاشقان گشتم فسانه
سرود عشق هم با عاشقان گوی
چه داند زاهد خشک این ترانه
اگر چه سرو را بالا بلند است
نماید پیش قد او میانه
مگو آن شوخ را طفل است و نادان
که داند بهر بوسی صد بهانه
حدیث بوسه تا کی جامی این بس
که می بوسی به خدمت آستانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و احساسات عمیقی اشاره دارد که شاعر نسبت به معشوقش دارد. او در اوج غم و اندوه خود، اشک میریزد و تنها به یاد معشوقش زندگی میکند. عاشق از داستانهای عشق میگوید و خود را در میان عاشقان مییابد. به زاهدان که نسبت به عشق بیتوجه هستند، اشاره میکند و میگوید که آنها نمیدانند عشق چه احساسی است. همچنین اشاره به زیبایی معشوقش و اهمیت بوسه و نزدیکی به او دارد. نهایتاً، این شعر به سرود عشق و تداوم آن اشاره دارد و نشاندهندهی اشتیاق و شوق بیپایان عاشق است.